شيخ ذبيح الله محلاتى
297
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسش كردند كه يا رسول اللّه ما نمىدانيم مقدار حيوة شما را اگر ما را اعلان مىفرمودى كه خليفهء بعد از من كيست كه مفزع ما بوده باشد . و بروايت ابن ابى الحديد فرمود اگر بگويم هرآينه متفرق خواهيد شد چنانچه بنى اسرائيل از هارون برادر موسى متفرق شدند همانا من مكان او را مىبينم . و بروايات متعددهء ديگر به تمام صراحت فرمود خليفهء بعد از من خاصف النعل است پس ابو بكر و عمر بيرون رفتند و من و تو بنزد رسول خدا آمديم و تو جسورتر بودى از مادر تكلم با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس گفتى يا رسول اللّه من كنت مشخصا عليهم فقال خاصف النعل پس بيرون آمديم غير على را نديديم كه نعل آن حضرت را پينه مىكند پس تو گفتى يا رسول اللّه غير على كسى در اينجا نيست حضرت فرمودند وصى من همين است عايشه گفت بلى اين قصه را در خاطر دارم ام سلمه فرمود با اين حال مىخواهى بر او خروج بنمائى و آتش خاموش را دامن بزنى . اين وقت عبد اللّه بن زبير كه اصغاى اين كلمات كرده بود در عقب در يكباره بانك زد اى ام سلمه از آل زبير چه بدى ديدهاى كه اين مقدار خصومت مىكنى ام سلمه فرمود تمام اين فتنهها از تو است كه برمىانگيزى و پدر ترا بمعرض هلاكت مىاندازى آيا روا دارى كسى را كه رسول خدا او را والى مسلمانان كرده و او را بر مهاجرين و انصار سيادت و رياست داده است و همه با او بيعت كردند تو مخالفت نمائى عبد اللّه بن زبير گفت من هرگز نشنيدهام كه پيغمبر على را والى مسلمانان كرده باشد . ام سلمه فرمود خالهء تو نزد من نشسته است از او پرسش كن در برابر او مىگويم اى عايشه نشنيدهاى از پيغمبر كه فرمود على خليفهء من است و معصيت امر او معصيت و نافرمانى من است عايشه گفت چرا شنيدم . پس ام سلمه فرمود از خدا بترس و از آنچه پيغمبر فرموده حذر كن ترا طلحه و زبير مغرور نكند عايشه بعد از همه اين نصايح گفت من براى طلب اصلاح مىروم